![]() |
![]() |
|
| می خوام پرواز کنم تا بی نهایت برای رسیدن به خوشبختی. |
|
خیلی وقته که سراغ وبم نیومده بودم.دلم براش تنگ شده بود.الان هم که اومدم بازم با کلی دلتنگی اومدم سراغش.این روزا اصلا حالم خوب نیست.خدایا مثل همیشه فقط تویی که تنهام نمی زاری.دلم به داشتن تو روشنه.وگرنه تا حالا صد بار مرده بودم. امروز مینا رو تا راه آهن همراهی کردم.خوشا به سعادتش.افتخار زیارت امام رضا نصیبش شد.عجیب دلم تنگه.عجیب پر غصه ام.کاش امکانش بود که باهاش می رفتم.اما حیف... خدایا اگه بی غم بودنم باعث میشه که تو رو از یاد ببرم هرگز شاد بودن رو نمی خوام.فقط الان تو می دونی که دلم چه حالی داره. ما ز یاران چشم یاری داشتیم خود غلط بود آنچه می پنداشتیم یار من فقط تویی.ای یار همیشگی من دوستت دارم دوستت دارم دوستت دارم. |
|
+ رقم خورده در
چهارشنبه پانزدهم مهر 1388ساعت 12:29 به قلمami.t |
|
|
|||
|
+ رقم خورده در
دوشنبه بیست و نهم تیر 1388ساعت 11:49 به قلمami.t |
|
|
کلاغ پر.گنجیشک پر .۲۵ سال از عمر من پر.۲۵ سال از عمر من فوووووووووووووووت. حوصله ی هیچی رو ندارم فعلا یه فال می گیرم:
یاد باد آن روزگاران یاد باد اون روزایی که فقط تو فکر این بودم که برم مدرسه و با دوستان خوش باشم.شیطنتا ، بی نظمی ها ،استرس شب امتحان،... گذشته های قشنگی بود.این روزا هم گذشته های قشنگی میشه.به امید آینده ای زیبا این روزا رو که خواهند گذشت خواهم گذرانید. هر کدوم از دوستان سویی و من هم سویی.از خیلی هاشون بی اطلاعم. یاد اون تقلبی معلم که تعجب کرده بود که چرا این همه وقت داشتم ننوشتم گفت: دختر تا الان کجا بودی ؟جواب می دادی دیگه؟ منم که هول کرده بودم گفتم: خانم بخدا داشتم دنبال جوابا تو کتاب می گشتم. اره دیگه ...شانس اووردم از اون معلمای پیله نبود.وگرنه وای به حالم... کلاسای زبان رو چقد سخت می گذروندم.اون روزی که زبان داشتیم روزگار خیلی سخت می گذشت. اما همه ی اون روزا و سختی ها و راه مدرسه و دلخوری های دوستانه و شوخی ها و معلما و... گذششششششششششتند.گذشتند... الان که خودمو مقایسه می کنم با اون روزا .چقد عوض شدم . همین طوری حوصله ام سر رفت گفتم یه چیزایی بنویسم .خیلی بی نظم و نامرتب حرف زدم. بازم خیلی حرف دارم که بگم.اما ولش کن... فقط می خوام امروزم بهتر از دیروز باشه.فردام هم بهتر از امروز.می خوام از زندگی لذت ببرم اخه حافظ عزیز گفته. تو ای ساغر هستی به کامم ننشستی ندانم که چه بودی ندانم که چه هستی بی وفاااااااااااااا و اما: بازم خدایا فقط تویی که همیشه به یادمی و دمی فراموشم نمی کنی.بازم تویی که وقتی بغض دارم تو گوشم زمزمه می کنی:که تو منو داری چرا ناراحتی؟بعد هم دستتو رو قلبم می زاری و اونقد لمس می کنی تا اروم اروم می شم.اونوقته که بغضم به خاطر مهربونی تو میشکنه .دیگه اشکام واسه تو جاری می شه مهربونم ، قشنگم...
|
|
+ رقم خورده در
سه شنبه بیست و سوم تیر 1388ساعت 13:19 به قلمami.t |
|
|
به یاد تو ، برای تو که سهم من از تو فقط یه عالمه دلتنگیه یه مشت خیال خوشه الان هستی ولی بازم دلم تنگه قشنگه قشنگه دلتنگی هام قشنگه
|
|
+ رقم خورده در
سه شنبه نوزدهم خرداد 1388ساعت 13:57 به قلمami.t |
|
|
ازدل افروزترين روز جهان ، گل ياس ، آسمان ، ياس ، سحر ، ماه ، نسيم ، همه درهاي رهايي بسته ست ، من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي رفتم ! من به دنبال دلاويزترين شعر جهان مي گشتم ! دو صنوبر درباغ ، چمنِ خاطرِ من نيز ز جان مايه ي عشق ، "اين گل سرخ من است ! در دل مردم عالم ، به خدا ، تو هم ، اي خوب من !اين نکته به تکرار بگو!
|
|
+ رقم خورده در
یکشنبه سیزدهم اردیبهشت 1388ساعت 0:52 به قلمami.t |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| نگارنده |
نام:آمنه
نام خانوادگی:t محل سكونت:اهواز تاريخ تولد:19/4/63 علايق:كامپيوتر-آهنگ هاي فريدون فرهاد فرامرز كورش گوگوش و از اين قبيل-كتاب حافظ-فروغ فرخزاد-پياده روي( اونم شب اونم كنار رود كارون)-بحث كردن درباره موضوع هاي مختلف-رنگ آبي ومشكي(البته همه ي رنگا قشنگن) عقايد:زندگي هر چقدر هم سخت اما بايد ادامه داد.هميشه بايد گفت "من بايد".اگه هزار بار شكست بخورم بازم بايد بگم"من مي توانم" "من مي خواهم و مي توانم".هرگز نگويم هرگز.عشق حقيقي و ماندگار فقط خدا پس به عشق هاي پوشالي دل نمي بندم.اما مي گم بايد همه رو دوست داشت تا دوستت بدارند. |
|
RSS
|